15

من همیشه عاشق بارونم،اصلا حال من با بارش بارون عوض میشه،روحم تازه میشه،ولی برعکس روزای برفی همیشه اذیت میشم خیلی.برف واقعا زیباست اما فقط وقت بارش.وقتی میمونه روی زمین وسرسربازی میشه من احساس ترس دارم همیشه.

امروز صبح ساعت 6 وقتی از خونه اومدیم بیرون برف میومد،همسر زودتر رفته بود ماشینو گرم کرده بود،وقتی سوار ماشین شدم چه گرمای مطبوعی ,چه حال خوبی بود.حسابی از تماشای برف داشتم لذت میبردم و دلم برای آدمایی که پیاده کنار خیابون منتظر ماشین بودن می سوخت.انگار اصلا به من نیومده دل بسوزونم به کسی ,چون همین که تو این فکرا بودم 5 دقیقه نبود که حرکت کرده بودیم, همین که به سر خیابون رسیدیم بخاری ماشین خاموش شد،هرچه تلاش کردیم دیگه روشن نشد که نشد....

خلاصه چشمتون روز بد نبینه توی اون برف وسرما وسرسره بازی وترافیک خیابونا که دوساعت توی راه بودیم,توی ماشین از سرما میلرزیدیم. وخوب به هوای اینکه توی ماشین هستیم معمولا لباس خیلی زیاد وگرم نمیپوشیم.خیلی بهم سخت گذشت وقتی رسیدم شرکت  پاهام بی حس شده بود.

نمیدونم چه حکایتیه حتما باید, درست سردترین وبرفی ترین روز سال بخاری وسیله نقلیه آدم خراب بشه؟حالا خدا کنه من وهمسر سرما نخوریم. نگران

خداجونم به خاطر این همه نعمت خوب شکرت.قلب

/ 6 نظر / 21 بازدید
من و ادبیات

سلام منم عاشق بارونم .برف رو هم دوست دارم .(فاطمه )

محبوبه

ایشالا بخاریتون درست میشه عزیزم

سارا

خدا رو شکر بخیر گذشته .فدای سرت.رمز ندارم و یادداشت نمیتونم بخونم[ناراحت]

zahra

رمز؟؟![نگران][متفکر][لبخند]

مونا مونا

سلام چه جالب. 15 بهمن قرار بود عروسیه ما باشه که عقب افتاد و شد برای 5 اسفند. تو این برفی که تو ازش ناراحت بودی من و سامان سرشار از عشق دنباله کارای عروسیمن بودیم و منه عاشقه برف کلی حال می کردم زیر برفا. جالبی اش اینه که من عاشقه برفم و همیشه دوست داشتم روزه عروسیم برف بیاد که اگه عقب نمیوفتاد دقیقا روزه عروسیمون برف میومد. هدیه جان خوشحالم از آشناییت. از این به بعد روشن باش اگرم دوست داشتی خوشحال می شم رمز داشته باشم.