42

چه بارون تووپیه امروز ،من عاشق این هوام ،خیلی خوبه،هوای این مدلی حالمو خوب میکنه خیلی...

پارسال در چنین روزی ما در سفر ماه عسل بودیم قلبقلبقلب

2اردیبهشت بود که بعد از اینکه ناهار رو همراه همسر، خونه مامانم خوردیم ،حدود 2 بعدازظهر بود که حرکت کردیم،به سمت جنوب ایران.

توی ماشینمون پر از نقل وگل هایی بود که شب حنابندون سرمون ریخته بودن،پلیس که میخواست جریمه کنه با این نقلها باورش شد که ماه عسل میریم وجریمه نکرد.

بعد از حدود 4 ساعت رانندگی در جاده اصفهان تصمیم گرفتیم که شب رو در روستای تاریخی ابیانه بمونیم ساعت حدود 6 عصر بود که اونجا بودیم چون بعد از عید بود همه جا خلوت بود در نتیجه نیازی به رزرو نبود رفتیم به هتل بسیار زیبا وسنتی ابیانه.یه هتل کاملا متفاوت،همه چیز سنتی سنتی بود.شب رو خوابیدیم فردا صبحش رفتیم کوچه محله های روستارو دیدیدیم یک جای آرام آرام.مخصوصا شبش که سکوتی باور نکردنی که من عاشقش بودم .آدمهای روستا پیرو سالخورده با لباسهای محلی ومهمون نواز.هوا عالی.

همون روز حدود 11 حرکت کردیم به سمت اصفهان.

ظهر بود که رسیدیم،ناهار رفتیم رستوران شهرزاد.یادش بخیر...اصفهان رو کمی گشتیم ،سی وسه پل،عمارت عالی قاپو،نقش جهان... وبعد حرکت به سوی شیراز...

 (یاد خانواده آقای هاشمی (تعلیمات اجتماعی دوران دبستان)افتادمنیشخند)

آخر شب بود که رسیدیم شیراز،از قبل همسر هتل رزرو کرده بود،هتل پرسپولیس .

2 شب موندیم شیراز. آرامگاه حافظ که باهاش عکس هم انداختیم.سعدی،بازار وکیل،ارگ کریم خان،باغ دلگشا،فالوده شیرازی ،پاسارگاد و از همه خاطره انگیز تر شاهچراغ.... قلبهیچ وقت یادم نمیره...فوق العاده بود. چادر سفید سرم کرده بودم و همسر خوشش میومد.هردومون کلی دعا کردیم واسه آرزوهای هم.من میدونستم که یه روزای سختی در پیش داریم بابت همه اون روزها اشک ریختم و دعا کردم.حس خوبی بود شاهچراغ ...

یادمه خیابون شاهچراغ طرح بود ،ماشینو گذاشتیم هتل،باتاکسی رفتیم.راننده تاکسی یه پسر بامزه گندمگون بود با لهجه قشنگ شیرازی،کلی واسمون حرف زد وآمار داد از خودش وزندگیش واینکه بچه دار نمیشن(به قول خودش بچه گیرشون نیومده) واینکه زنش بچه هاش سقط میشن والان با کلی دوا درمون برای بار چندم حاملست و خیلی بانمک میپرسیدکه: شمام بچه گیرتون نیومده؟همسر گفت نه.راننده گفت آخی چرا گیرتون نیومده خب دوا درمون کردید؟همسر گفت نه .راننده میگفت چرا؟دارید میرید شاهچراغ واسه بچه دعا کنین؟همسر گفت :نه بابا ما دو روزه عروسی کردیم الانم اومدیم ماه عسل شهر شماخندهیادش بخیر....قلبقلبقلب

هفته سعدی بود به همین مناسبت هتلها ورستورانها و بلیط جاهای دیدنی 40%تخفیف خورده بود.کلی ذوق کرده بودیم.اما بعدش که برگشتیم بنده فهمیدم که 40% تخفیف رو  بنده جبران کردم همونجا توی شهر سعدی.بدین ترتیب که در ارگ کریم خان فروشگاهی بود که من یک دست فنجان نعلبکی خشگل خریدم قیمتش 80 تومن بود، هوا تاریک بود یک تراول 50 تومنی و3 تا اسکناس 10 تومانی دادم.اما بعد از اینکه برگشتیم فهمیدم که به جای 3تا اسکناس 10 تومانی ،3تا اسکناس 50 دلاری که مادرشوهر عید بهم عیدی داده بود رو  اشتباهی خرج کردمتعجب و خوب احتمالا فروشنده هم متوجه نشده.ناراحت

همسر مسخره میکرد میگفت سعدی بهش برخورده گفته تخفیفو از من میگیرید عکسو با حافظ میگیرید؟؟؟حقتونهخندهخندهخنده

اینم خاطره ماه عسل ما که بسیار بسیار خوش گذشت مخصوصا شاهچراغش...قلب

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

ماشالا چه ماه عسل پروپيموني داشين معلومه حسابي خوش گذرونديا. ايشالا هميشه شاد باشي هديه جان

غ ــزل

عجب خریدی بدی یعنی من بودم تا مدتها غصه پولامو میخوردم[خنده]

سارا

چقدر خوب ما عقد بودیم رفتیم شیراز ولی باردار بودم رفتیم ابیانه .عید بود هتل که گیرمون نیومد هیچ خونه ها هم به زور تونستیم یکی اجاره کنیم .البته یه شام تو هتل ابیانه خوردیم که کیفیت غذاش عالی بود .سعی کن همچین مسافرتهایی داشته باشی گلم

مامان شیدا

اوف حیف پولا!چه قدر تو گیجی بانو! وقتی خاطرات عاشقونتو خوندم منم حس عشق گرفتم ... راستی من عاشق شیرازم

ابراهیم

من هنوز سمت جنوب نرفتم. امسال میخ واستم برم که قسمتم نشد. فکر نمی کردم این طوری زن و شوهر ها برن ماه عسل.فکر می کردم وقتی خستگی عروسی از تنشون خارج شد میرن ماه عسل

مامان آراد

عزیزم ... چقد لذت بردم از خودن این پست ... پر بود از انرژی ... از صمیم قلبم آرزو میکنم هر روز عاشق تر و با انرژی تر باشی مهربون[گل][قلب]

عمه

سلام.آقا من دیروزاین پست راهمراه یک لبخندباپسرم خوندم ولیکن خودموکشتم نظرمیذاشتم اماثبت نمیشدآخرش الان اومدم دوتاراباهم گذاشتم (ایناراگفتم تابدانی ظاهرامن یکنظرمیذارم اماتوبدان که من از1-3نفرهستم[خنده][خنده])

زیر این آسمون آبی (فاطیما)

سالگرد ماه عسلتون مبارک ابیانه رفتم ولی شب نموندم هتلشو دیدم باید جای قشنگی باشه شیراز هم که دیگه قابل وصف نیست مخصوصاً تو اردیبهشت انشالله بازم ازین سفرها برید و خوش بگذره بهتون

بهار

خاطرات قشنگی بودن :)