53

دلم میخواد بنویسم اما دستم به نوشتن نمیره،آخه تا میای کمی درد دل کنی و از مشکلاتت بگی ،بعضیا میان میگن :واااااااااااااااااااای تو چقدر بدبختی!!وای من چقدر ناشکرم که قدر شوهر و خانواده شوهرمو نمیدونم،وای الهی بمیرم برات،چی میکشی،آخه چرا میذاری بهت زورگوویی کنن؟آخه چه حقی دارن اینجوری با زندگیت رفتار کنن؟تو باید یه تصمیم جدی بگیری برای زندگیت!ناراحتناراحتناراحتناراحتناراحت

والبته خب راهنمائیها وتجربیات خیلی از دوستان هم واقعا بهم کمک میکنهلبخند

 

منم که تحت تاثیییییییییر!!!میرم به خودم ثابت میکنم که چون گفتن تو بدبختی ،پس واقعا راه و چاره ای نداری،تو بینوا ترین زن روی زمینی!

البته دوستان قصد همدردی دارن!ایراد از منه!من حساسسسسسسسسسسسمنیشخند

/ 7 نظر / 11 بازدید
هیلا

نذار حرفای کسی زندگیت رو خراب کنه عین من بیا هر وقت دلت خواست بنویس ببین من طومار مینویسم یاد بگیر :))))

محبوبه

هرچه دلت ميخواهد بنويس بيخيال بقيه.

عمه

سلام.توبدیگران قضاوتهای دیگان نگاه نکن توبرو به کل زندگی خودت منصفانه نگاه کن بعدببین چی به چیه؟معمولا بعضیا خودشون بسیاربدبختی وگیرواگیردارندبعدتریپ دلسوزیشون طوریه که احساس میکنی وای خوش بحالش خوشبخت عالمه.نه بابا ازاین خبرانیست.[خنده]

نازی

حق با تویه اصلا ادم نمیتونه دردشو به هر کسی بگه

حدیث

یه جایی خوندم نوشته بود وقتی میای با یکی درد دل میکنی تا طرف بهت ثابت نکنه که از تو بدبخت تره ول کن نیست ،برای من باز اینطوریه.والا [نیشخند]

هیلا

منم رمز میخوام می شه آیا؟!