دنیای این روزای من

اگر تنهاترین تنهایان هم شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه نداشتن هاست...اگر تمامی خلق گرگ هار شوند...و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد...تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی...ای پناهگاه ابدی... تو می توانی جانشین همه بی پناهی هایم شوی

4
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱۳   کلمات کلیدی:

روز قشنگ بارونی

امروز با همسر 20 دقیقه دیرتر از خونه راه افتادیم،دیروزکارم زیاد بود خیلی خسته شده بودم، دیشب ساعت 8 که رسیدیم خونه سریع دوش گرفتم شام عدسی از فریزر درآوردم توی مایکروفر گرمش کردم خوردیم به سرعت جمع وجور کردم،طوری
که ساعت 9:30 کارامو کرده بودم خواب خواب بودم تا صبح ساعت 5:30 اصلا هم بیدار
نشدم حسابی خوابیدم،بیدار که شدم صدای بارون میومد از پنجره نگاه کردم دیدم چه
بارونی،به به!!!!!!!

دیگه تا همسرو بیدار کردم ودوش گرفت دیرشد صبحانه هم برنداشتم که بخوریم، آخه اصلا" حسش نبود.

من وهمسر ،همیشه صبحانه توی ماشین میخوریم آخه مسیرمون دوره ترافیک هم که زیاد ، من همه چی برمیدارم از شب آماده میذارم با یه فلاسک چای.آقای همسر رانندگی میکنه ومنم لقمه درست میکنم یه دونه خودم میخورم یه دونه هم میدم اون
میخوره.بعضی وقتها هم حلیم میخریم تا برسیم شرکت میخوریم .امروز همسری هوس املت کرده بود،منم خیلی دلم خواست املت ،یه بربری داغ خرید بعدش در یه قهوه خونه کثیف ازینایی که فقط مردارو راه میدن وایستاد ازشون املت خرید،آقای قهوه چی گفته بود فعلا که سر صبحه کسی نیست بیاید با خانومت همینجا بخورید اما همسری گفته بود که دیرمون میشه ،ریخته بودش توی ظرف یکبار مصرف .آقای قهوه چی گفته بود والا اینجوری ندیده بودم کسی املت بخوره.توی ماشین خوردیم ،داغ داغ ،آی چسبیدا،خیلی حال داد.جاتون خالی.بارونم میبارید حسابی کیف کردیم.

هنوزم داره بارون میباره،من حالم خوبه خیلی. این روزا همسری هم انگار حالش خوبه خداروشکر.

خداجون مواظب من وهمسرمهربونم وزندگیمون باش.