دنیای این روزای من

اگر تنهاترین تنهایان هم شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه نداشتن هاست...اگر تمامی خلق گرگ هار شوند...و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد...تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی...ای پناهگاه ابدی... تو می توانی جانشین همه بی پناهی هایم شوی

سال نو پیشا پیش مبارک!
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی:
دیشب زود رفتیم خونه مثلا یه کمی خونه تکونی!
توی حیاط مادرشوهرمو دیدم،اومد ماچم کرد گفت سلام عروس خوششششششششششگلمتعجبمنم خیلی ساده باهاش حال واحوال کردم.از خود راضیتعارف کرد برم خونش گفتم مرسی کاردارم،گفت بیام کمکت کنم ؟؟؟گفتم نه ممنون.
رفتم بالا جاروبرقی کشیدم شام درست کردم،همسر داشت شامپو فرش به فرشا میکشید،ساعت 8خسته خسته شدم،رفتم مثلا یه ربع استراحت کنم....
ساعت 12 شب با اومدن همسر به اتاق بیدار شدم که شدت خستگی ناله میکرد.طفلک از خستگی شام نخورده بود.
پاشدم بهش شام بدم،خودمم گرسنه بودم،رفتم دیدم کل خونه برق میزنه همه جا رو مثل دسته گل کرده بود،آشپزخونه برق میزد،فرشها ومبلها رو شامپو زده ،تی کشیده،شیشه ها رو پاک کرده ،دیوارهای آشپزخونه رو پاک کرده،جاهای سخت رو گردگیری کرده،میزناهار خوری و هرچی که روش بود رو تمیز کرده وشسته،فقط مونده شستن حمام ودستشوئی و یه گردگیری جزئی.
شام که خورد کلی سرحال شد وخستگیش در رفت وکلی مهربونی کرد وخوابیدیم...
 
واقعا ازش ممنونمماچ
 
دارم سعی میکنم دل تکونی هم انجام بدملبخندخدایا کمکم کن.
 
این آخرین پست من در سال 92 هستش،فعلا مسافرت نمیریم،از 5فروردین، هم من وهم همسر میایم سرکار.
 
برای بابا مامان مهربون وخوبم،همسر عزیزم،خواهرای قشنگم،فراز عزیزم،دوستای خوب اینجا،همکارا وهمه آدمای مهربون لحظاتی پراز خوشبختی و سرور آرزومندم.
 
 
 
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری؟
نه...
از آن پاک تری

تو بهاری؟
نه
بهاران از توست

از تو می گیرد وام
هر بهار اینهمه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو

هر عید شروع قصه ایست ؛
قصه ات بی غصه باد...