دنیای این روزای من

اگر تنهاترین تنهایان هم شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه نداشتن هاست...اگر تمامی خلق گرگ هار شوند...و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد...تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی...ای پناهگاه ابدی... تو می توانی جانشین همه بی پناهی هایم شوی

شروع
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٩   کلمات کلیدی:

سلام

همیشه از بچگی عادت داشتم به اینکه روزمرگی هام رو مینوشتم توی دفتری که بهش میگفتیم دفتر خاطرات.هنوز هم اینکارو میکنم اما انگار آدما هرچی بزرگتر بشن همه چیز بهشون سخت گرفته میشه ،همه چیر رو حق ندارن حتی بنویسن چون ممکنه کسی اون نوشته ها رو بخونه اون وقته که همه حرفای دلت احساساتت لو رفته .نمیدونم از کجا شروع کنم نمیدونم آیا میتونیم توی این فضا دوست پیدا کنم یا نه .ولی امیدوارم بشه .حداقلش اینه که احساسم وروزهام اینجوری واسه خودم ثبت میشه به عنوان یه ناشناس وازهمه بهتر اینکه از نظر دیگران هم باخبر میشم .