دنیای این روزای من

اگر تنهاترین تنهایان هم شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه نداشتن هاست...اگر تمامی خلق گرگ هار شوند...و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد...تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی...ای پناهگاه ابدی... تو می توانی جانشین همه بی پناهی هایم شوی

11
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۱   کلمات کلیدی:

 

من برای اولین بار به اصرار آقای همسر کله پاچه خوردم.

پنج شنبه صبح ساعت 6 از خواب بیدار شدیم رفتیم کله پزی ،همش بوی کله پاچه بود اما به خاطر اینکه توی ذوق همسری نخوره قیافمو مچاله نکردم.آخه من  همیشه وقتی مامانم اینا کله پاچه میگرفتن و میخوردن اصلا خوشم نمیومد ،یه حس چندشی بهم میددددده که نگو.

اما اون روز، هم رفتم هم خوردم .زبون و چشم وپاچه خوردم اما نمیدونستم که دارم کجاهاشو میخورم،اگه میفهمیدم که  اصلا نمیتونستم بخورم.بعدش که خوردم همسری گفتش که چی خوردم.وقتی فهمیدم چشم خوردم  ،ای بددددددددددم اومد،اما راستش بدم نبود.اینکه سرصبح به اون زودی بری بیرون ببینی یه عالمه آدم  با خونواده هاشون اومدن کله پاچه بخورن جالب بود وخوش گذشت.جای همه خالی.بعدش منو مثل همیشه رسوند خونه مامانم وخودش رفت طفلکی قلباضافه کاری.وقرار شد که هیچی نخوره تاشب، چون خطرناکه یه عالمه کله پاچه خورده بود.


 
10
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٩   کلمات کلیدی: